ابزار هدایت به بالای صفحه

مطالبي از سراسر اينترنت
صفحه اول تماس با ما RSS                     قالب وبلاگ
  
مطالبي از سراسر اينترنت
هر چي دلت بخواد هست.
ابوالفضل اقایی سه شنبه 4 فروردین 1388  نظرات (0)

 

 شرکت Apacer حافظه جامدی را با نام SDM4 7P/180D SSD روانه بازار کرده است که در خانواده حافظه‌های جانبی فوق باریک طبقه‌بندی می‌شود.

خبرگزاری فارس: کوچکترین حافظه جامد جهان عرضه شد
 

 

شرکت Apacer حافظه جامدی را با نام SDM4 7P/180D SSD روانه بازار کرده است که در خانواده حافظه‌های جانبی فوق باریک طبقه‌بندی می‌شود تا کاربرانی که علاقمند به استفاده از گوشی‌های هوشمند و رایانه‌های لوحی هستند بتوانند این محصول را به عنوان یک دستگاه الکترونیکی کوچک و کاربردی با خود حمل کنند.

حافظه جامد SDM4 7P/180D در دو مدل و با ضخامت‌های 6.42 و 6.90 میلیمتر ارایه شده که وزن آن‌ها بین 3 و 5 گرم است و هر دوی آن‌ها می‌توانند تا 32 گیگابایت اطلاعات را در خود جا دهند.

این حافظه‌های جامد به صورت ضد شوک، ضد لرزش‌های شدید و ضد ضربه ساخته شده‌اند و میزان مصرف انرژی در آن‌ها به حداقل ممکن رسیده است، مراکز توسعه‌دهنده نرم‌افزاری می‌توانند ابزارهای کاربردی برای این محصول را ارتقا دهند.

این طور که شرکت Apacer اعلام کرده است، هر یک از این دو محصول نسبت به حافظه‌های جایگزین mSATA مبتنی بر فناوری SSD تا 40 درصد کوچکتر شده‌اند و به‌راحتی می‌توان از آن‌ها برای انواع دستگاه‌های الکترونیکی همراه استفاده کرد.



ادامه مطلب
ابوالفضل اقایی سه شنبه 4 فروردین 1388  نظرات (0)

 

شهید صالحی قبل از عقب نشینی در عملیات بدر یادداشت هایی را نوشته است که خواندن آن خالی از لطف نیست.

خبرگزاری فارس: یادداشت های نوروزی بعد از یک عقب نشینی
 

 

 سایت مشرق نوشت: غلامرضا صالحی به سال 1337در نجف آباد  متولد شد. وی به تاریخ  22 تیر ماه سال 1367 (پنج روز پیش از پذیرش قطعنامه 598) در تنگه ابو‌قریب بر اثر اصابت ترکش گلوله توپ بال در بال ملائک گشود.

سردار شهید غلامرضا صالحی در زمان شهادت ، قائم مقام لشکر 27 محمد رسول الله(صلوات الله علیه) به شمار می رفت.

آن چه خواهید خواند ، یادداشت های شهید غلامرضا صالحی در نوروز سال 1364 شمسی ، می باشد. در زمان نگارش این یادداشت ها،کم تر از یک هفته از پایان عملیات بدر و عقب نشینی رزمندگان از شرق رودخانه ی دجله گذشته است. روحیه ی رزمندگان تضعیف شده و افکار عمومی آنان در جستجوی مقصرِ این عدم الفتح است.در یادداشت های دو روز پیش از تحویل سال، به صراحت به اعتراضات اشاره شده است.

در عملیات بدر، چند تن از سرداران سپاه، از جمله مهدی باکری، فرمانده لشکر 31 عاشورا به شهادت رسیدند. پیکر پاک شهید باکری بر اثر آتشبار دشمن سوخت و به دست نیامد اما در زادگاهش، برای او تشییع جنازه ای نمادین برگزار شد که در یادداشت های شهید صالحی به آن اشاره شده است:

 

 

سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1363:

رزمندگان سپاه و بسیج همه گی از عقب نشینی بی جا شدیدا ناراحت و فرماندهان خود را زیر سوال می برند.

فرمانده لشکر (...) در جمع رزمندگان سخنرانی نموده و شدیدا به فرماندهان رده بالا حمله نموده و آنان را (...)و نالایق نام برده.

فرماندهان مجددا تصمیم گرفته اند که در منطقه عملیاتی که عقب نشینی شده وارد عمل شوند ولی این امری است مشکل و غیر ممکن.

 

چهارشنبه- 29 اسفند 1363:

به اتفاق برادر کلیشادی از اهواز عازم سنندج شدیم.

زمان سالگرد سال 1364 را در تیپ قدس(سنندج) گذراندیم.

 

پنجشنبه- اول فروردین1364:

امروز از سنندج عازم ارومیه شدم.

بعد از ظهر به محض رسیدن به ارومیه، در قرارگاه حمزه با برادر ایزدی در مورد نتایج عملیات بدر و چگونگی عقب نشینی صحبت نمودم.

شب را در منزل استراحت نمودم.

 

جمعه- دوم فروردین 1364:

ساعت 9 صبح جلسه شورای قرارگاه تشکیل و در مورد تکمیل سازمان و برآورد نیروها بحث و بررسی و قرار شد که در جلسات بعدی به طور کامل آماده ابلاغ گردد.

در مراسم نماز جمعه (ارومیه) شرکت کردم.

بعد از ظهر کمیسیون تشکیلات تشکیل شد.

شب به اتفاق اعضای شورای قرارگاه منزل برادر محسنی میهمان بودیم.

 

شنبه- سوم فروردین 1364:

ساعت هشت و نیم صبح مراسم تشییع جنازه شهید مهدی باکری با شکوه فراوانی برگزار شد.

ظهر امروز اطلاع رسید که دشمن بعثی در مریوان، به تپه چناره حمله نموده و با به شهادت رساندن عده ای از رزمندگان در آن جا مستقر شده.

نماینده امام در سپاه، حاج آقا محلاتی جهت شرکت در مراسم شهید باکری به ارومیه آمدند.

شب منزل شهید باکری دعوت داشتیم.

حاج آقا هادی غفاری به اتفاق خانواده در منزل میهمانمان بودند.

 

یکشنبه- چهارم فروردین 1364:

در حضور نماینده امام در سپاه، جلسه شورای قرارگاه حمزه تشکیل شد.

در رابطه با حمله دشمن به پایگاه چناره در مریوان، در قرارگاه مشترک تشکیل جلسه و در نتیجه بنده و برادر استیکی از سپاه و سرهنگ سنجابی از ارتش ماموریت یافتیم که جهت بررسی و اقدام لازم به مریوان برویم.

از ارومیه به اتفاق عازم مریوان شدیم که در ساعت 5 به مقصد رسیدیم.

شب در قرارگاه لشکر 3 تشکیل جلسه و تصمیماتی اتخاذ گردید.

 

دوشنبه- پنجم فروردین 1364:

صبح به اتفاق برادران استیکیف حاج اکبر، سرهنگ سنجابی، در افشان فرمانده لشکر 30 عازم منطقه و در ارتفاعات سورنا از نزدیک وضعیت را بررسی نمودیم.

پس از 72 ساعت حمله دشمن3 نفر از برادران بسیج در حالی که شدیدا یخ زده بودند، خود را به پایگاه خودی رساندند.

امشب مجددا قرارگاه لشکر 30 تشکیل جلسه و برنامه ریزی و تصمیمات لازم جهت پاتک به دشمن اتخاذ گردید.



ادامه مطلب
درباره‌ی وبلاگ
سايتي با مطالب جالب و خواندني ،‌ بيوگرافي ، لطيفه ، پيامك ، عكس ، كاريكاتور ، طنز ، فال و طالع بيني ، كامپيوتر و اينترنت و موبايل و هر چه دلت بخواد.
موضوعات
آخرين مطالب
نويسنده
آرشيو مطالب
لینک دوستان
آمار سايت
كل بازديدها : 3923109 نفر
كل مطالب : 30563 عدد
کل نظرات: 1027
تاریخ ایجاد وبلاگ :پنج شنبه 19 شهریور 1388 
آخرین بروز رسانی : سه شنبه 16 آبان 1396