ابزار هدایت به بالای صفحه

مطالبي از سراسر اينترنت
صفحه اول تماس با ما RSS                     قالب وبلاگ
  
مطالبي از سراسر اينترنت
هر چي دلت بخواد هست.

هنگامی که یزید ملعون حقیقت درون خود را آشکار ساخت و بر همگان معلوم شد که جنگ بین حضرت امام حسین علیه السلام و یزید جنگ بین دین و کفر بوده است حضرت زینب کبری سلام اللّه علیها بپا خاست و فرمود: سپاس خدا را و درود خدا بر رسول او و خاندانش باد. خدای سبحان راست گفت که فرمود: عاقبت آنان که کار زشت کردند، بسیار زشت است که آیات خدا را تکذیب کردند و به استهزا گرفتند ای یزید گمان می کنی اکنون که اطراف زمین و آفاق آسمان را بر ما بسته ای و چنان راه چاره بر ما مسدود نموده ای که ما را برده وار به هر سو می کشند، ما نزد خدا، بی مقدار شده و تو محترم هستی و این پیروزی به خاطر ارزشی است که نزد خدا داری که تکبر می ورزی و باد به بینی انداخته ای؟ از این که روزگار به کام توست و کارهایت مرتب و آراسته و ملک و پادشاهی ما را بی مزاحم در اختیار گرفته ای، شادمان وخوشحالی؟

اندکی آهسته تر آیا فراموش کرده ای که خدای تعالی می فرماید: کافران نپندارند مهلتی که به ایشان می دهیم به نفع آنهاست، این مهلت را فقط برای آن می دهیم که گناه بیشتر مرتکب شوند و آنان را عذابی دردناک است آل عمران/178

ای پسر آزاد شده ه آیا این عدالت است که زنان و کنیزان خود را پشت پرده بنشانی و دختران رسول خدا صلی اللّه علیه وآله را اسیر کرده در حالی که پرده از ایشان برداشته و چهره هایشان را آشکار کرده، به دست دشمنان دهی تا از شهری به شهری برند و قومی بیگانه به آنان نگاه کنند و دور و نزدیک و شریف و وضیع به آنها چشم دوزند، در حالی که نه سرپرستی برای آنها مانده نه پشتیبانی؟

چگونه می توان از کسی انتظار مراعات داشت که مادرش جگر پاکان را به دندان کشید و گوشتش ازخون شهیدان رویید؟

چگونه در دشمنی ما خانواده اهل بیت علیهم السلام کوتاهی کند کسی که ما را با چشم بغض و کنیه می نگرد؟

با این همه باز بدون آن که احساس گناه کنی و بدانی چه کار می کنی با چوب به لب و دندان ابا عبداللّه، سالار جوانان اهل بهشت می زنی و می گویی: فریاد شادی سر داده، می گفتند دست مریزاد ای یزید؟ چرا نمی گویی که با ریختن خون ذریه محمد صلی اللّه علیه وآله و ستارگان زمین از آل عبدالمطلب، زخم ما را علاج ناپذیر کردی و ریشه مان را سوختی؟

اکنون نیاکان خود را صدا می زنی و گمان می کنی که با آنها سخن گفته ای؟ به زودی نزد آنان می روی و آرزو می کنی که دستت خشک شده بود و این کار را نمی کردی و زبانت لال می شد و این سخن را نمی گفتی

خدایا، حق ما را بستان و انتقام ما را از این ستمگران بگیر و خشمت را بر کسی که خون ما را ریخت و حامیان ما را کشت نازل کن.

ای یزید به خدا سوگند پوست خود را شکافتی و گوشت خود را پاره کردی تو با این بار که از ریختن خون ذریه رسول خدا صلی اللّه علیه وآله و شکستن حرمت عترت و پاره تنش به گردن داری، بر او وارد می شوی و گمان مکن آنانکه در راه خدا کشته می شوند مرده اند، بلکه آنان زنده اند و نزد پروردگارشان روزی می خورند آل عمران/169

همین برایت بس که خداوند حاکم است و محمد صلی اللّه علیه وآله خصم تو؛ و آن کسی که کار را برای تو ساخته وپرداخته کرد و تو را بر گردن مسلمین مسلط نمود، به زودی خواهد فهمید که پاداش ستمگران بد پاداش است و معلوم می شود که کدام یک از شما پست تر و لشکر کدام یک ضعیف تر است.

ای یزید اگر مصائب دنیا باعث شده که من با تو سخن بگویم، باز هم تو را بی ارزش می دانم و کوبیدنت را لازم و نکوهشت را با ارزش می شمرم و از جاه و حشمت تو هراسی ندارم، ولی چشم گریان است و دل بریان.

بسیار عجیب است که نجیبان حزب خدا به دست آزادشدگان حزب شیطان کشته می شوند، از چنگالتان خون ما می چکد و از دهانتان گوشت ما می ریزد و آن بدن های پاک را گرگ ها سرکشی می کنند و کفتارها در خاک می غلطانند.

اگر امروز ما را به عنوان غنیمت گرفته ای، به زودی در آنجا که جز عمل خود را نیابی، ما به زیان تو خواهیم بود و خدا به بندگان خود ستم نمی کند.

به خدا شکایت می کنم و بر او تکیه دارم، پس هر حیله که داری به کار گیر و هر چه می توانی تلاش کن و هر چه می خواهی کوشش کن به خدا، نمی توانی ما را از خاطره ها محو کنی و وحی ما را بمیرانی و به نهایت ما نمی رسی و ننگ این ستم را نمی توانی از خویش پاک کنی. رای تو بسیار سست و ایام دولتت اندک و آن روز که منادی فریاد می زند لعنت خدا بر ستمکاران باد جمعیتت به پریشانی می گراید.

سپاس خدا را که کار پیشینیان ما را با سعادت و مغفرت پایان برد و کار آخرمان را با شهادت و رحمت؛ و از خدا می خواهم که ثوابشان را کامل کند و بیفزاید و خودش برای ما خلفی نیکو باشد که او مهربان و رحیم است و همو برای ما کافی و بهترین وکیل است. منبع: امام حسین و عاشورا، به نقل از مقتل خوارزمی 4/64




ابوالفضل اقایی جمعه 18 آذر 1390  نظرات (0)

محمد سهلانی

مقدمه:

عاشورا، در کتاب کهن تاریخ، تنها یک نام نیست، بلکه خورشیدی است که در آسمان بشریت می تابد و زندگی را برای همه آفریده های خداوند به ارمغان می آورد. حادثه ای نیست که غبار فراموشی بر آن بنشیند و یاد و خاطره اش را ازدل ها بزداید. موجی نیست که در نشیب آید و کفی از آن بر آب باقی بماند. آتشی نیست که با جرقه ای روشن گردد و با نسیمی، گرمای آن به سردی گراید. برقی نیست که در آسمانی طوفانی بجهد و بی درنگ خاموش شود.

عاشورا مدرسه عشق و ایثار و جانفشانی است. تجسّم کمال عبودیت و عرفان، سِلم محض و اطاعت از معبود است. کعبه آمال و مجمع اسوه های کمال است. صحنه از جان گذشتگی نور رویان و افشای ماهیت پلید نار رویان است. می خواهیم در این نوشتار آموزه هایی را که از مکتب آل اللّه و عاشورا می توان آموخت، بر شمریم.

سیاست از منظر اسلام

اسلام، سیاست را از دیانت جدا نمی داند. زندگانی اهل بیت «علیهم السلام» نیز با فعالیت های سیاسی و واکنش های گوناگون در رویارویی با آن رقم خورده است. آنان با بهره گیری از سیاست متوازن در برابر زمام داران مستبد، جریان های سیاسی، مذهبی و نهضت های التقاطی توانستند جامعه اسلامی را در راه درست به پیش ببرند. بارها رخ می داد که اشخاصی نزد آنان می آمدند و از سکوت آنان در برابر اوضاع زمانه انتقاد می کردند. آن بزرگواران نیز با بیان بینش سیاسی خود، شیوه و راه درست را به چنین افرادی نشان می دادند. آنان همیشه از سیاست مصلحت اندیشی پیروی می کردند. گاه دست به شمشیر می بردند و گاهی به صلاح دید اجتماعی، سکوت اختیار می کردند. ائمه اطهار «علیهم السلام» پاسخ ساده اندیشانی را که به کوشش های آنان اعتراض می کردند، چنین می فرمودند:

ما به زمانه خود آگاه تریم. نه تو مرد زمان من هستی و نه زمانه، زمانه من است.

جامعه از منظر اسلام

یکی از پرسش های اساسی و سازنده برای یک انسان متعهد این است که «چگونه باید زیست؟» پاسخ این سؤال هنگامی آشکار می شود که آدمی از خود بپرسد که برای چه زندگی می کنیم؟ در واقع «چرایی» به «چگونگی» آن پاسخ می دهد. آیا آدمی باید در «خور و خواب و خشم و شهوت» فرسوده گردد یا این که چیزهای اساسی تر دیگری نیز وجود دارد؟ به طور کلی، سرمایه گران بهای عمر را چگونه باید مصرف کرد؟ چگونه باید زیست تا از پرواز به سوی قله بقا باز نماند؟

جامعه انسانی هنگامی زنده است که حیات طیبه داشته و فضایل، بر آن جامعه سایه انداخته باشد. جامعه ای که به آزادگی، بیش تر از آزادی بها می دهد و در راه آزادگی گام بر می دارد، آزادی را نیز برای اعضای خود به ارمغان می آورد. حتی اگر چنین جامعه ای در راه رسیدن به این هدف به کلی نابود گردد، هراسی نیست؛ زیرا بقای آن در رسیدن به همان هدف راستین است نه حیات ظاهری. بنابراین، رنگ جاودانگی به خود می گیرد و تاریخ نیز برگ های زرّین این آزادی و آزادگی را برای آیندگان به امانت می سپرد.

شهادت طلبی یک ملت، همان حیات طیبه ای است که به جامعه اصالت می بخشد. در مقابل، سکوت ملت در برابر فساد اجتماعی، مرگ جامعه را نشان می دهد. آری، جامعه ای که در عین آزادی، آزادگی ندارد و مردمی که در برابر ستم، هیچ واکنشی از خود نشان نمی دهند، پیش از مرگ، مرده اند. پیام عاشورا، پیام جاوید ماندن و پیوستن به کاروان ابدیّت است. این آیین، پیوستن به موج زنده فریاد و سیل فزاینده خون است. عاشورا مانند پادزهری است که همیشه در رگ های یک اجتماع جریان دارد و آماده رویارویی با فرهنگ های بیگانه است. عاشورا سرمشق سربلند زیستن و خود اتکایی اجتماعی است.

1. ولایت پذیری

«ولایت» از مهم ترین اصول و احکام زیربنایی اسلام است که کلید پذیرش همه طاعت ها و عبادت ها به شمار می رود. امام علی «علیه السلام» می فرماید: «از میان احکامی که خداوند بر بنده خود واجب کرده است نماز، روزه، زکات، حج و ولایت، بزرگ ترین آن هاست که ولایت، نگهدارنده آن چهار فریضه دیگر است.»

نظام حکومتی اسلام بر پایه ولایت بنا نهاده شده است که هم یک مسئله اعتقادی است و هم یک مسئله سیاسی. ولایت بر مسلمانان، حق ائمه معصوم «علیهم السلام» است که این حق را ستم پیشگان تاریخ غصب کردند. امام حسین «علیه السلام» در بیان این مطلب می فرماید:

«پس از آن که خداوند، پیامبرش را به سوی خویش برد، مردم، حکومت و خلافت را که از آنِ ما بود، گرفتند. با این حال، ما هیچ نگفتیم تا در جامعه پراکندگی نباشد. این در حالی بود که می دانستیم ما برای این حقّ مسلم، از کسانی که اکنون آن را عهده دار گشته اند شایسته تریم.»

شناساندن «رهبری صالح» به امت اسلام و رسوا ساختن رهبران فاسد، مهم ترین پیام نهفته در همه قیام های ائمه معصوم «علیهم السلام» به ویژه قیام کربلاست. این قیام ها نشان داد که رهبری در اسلام بر پایه شایستگی است نه زور و زر. این مسئله در دو اصل «تولّی و تبرّی» منظور گشته و در همه زیارت نامه ها و دعاها تکرار می شود. بنابراین، گردن نهادن به ولایت حقّه امامان معصوم «علیهم السلام»، رستگاری اجتماع را تضمین می کند. اکنون این ولایت حقّه در دست فقیهان قرار دارد و همیشه در جریان است تا به دست صاحب اصلی آن؛ یعنی حضرت صاحب الزمان «عج» سپرده شود.

امام خمینی «ره» درباره تداوم خط دوری از دشمنان ولایت می فرماید:

«لعن و نفرین و فریاد از بیداد بنی امیه - لعنة اللّه علیهم - ، با آن که آنان منقرض و به جهنم ره سپار شده اند، فریاد بر سر ستم کاران جهان و زنده نگه داشتن این فریاد، ستم شکن است.»

2. ستم ستیزی

درگیری حق با باطل، و ستم دیده با ستم گر از نخستین روزهای آفرینش آغاز گشته است و تا قیام حضرت مهدی «عج» ادامه دارد. پیشوایان معصوم «علیهم السلام» با چنگ زدن به کلمه راستین حق، می کوشیدند پیام آزادی و آزادگی را در طول تاریخ طنین افکن سازند. امام حسین «علیه السلام» می فرماید:

«ما و بنی امیه بر سر محور «خدا» با هم نزاع کردیم. ما گفتیم: خدا راست گفته است و آنان گفتند: خدا دروغ گفته است.»

اینک پیام حقیقت خواهانه آنان از حلقوم فرزندان ستم ستیز انقلاب اسلامی بر می آید. جوانان این سرزمین، پیام عاشورا را دست مایه حرکت خویش در مبارزه با طاغوت داخلی و رویارویی با ستم پیشگان خارجی قرار داده اند. مقام معظم رهبری در این باره می فرمایند:

«ملت عزیز ما در ایام محرم و صفر باید روح حماسه، روح عاشورایی، روح نترسیدن از دشمن، روح توکّل به خدا و روح مجاهدت فداکارانه در راه خدا را در خود تقویت بکنند؛ از حسین «علیه السلام» مدد بگیرند. مجالس عاشورا برای این است که ملت های ما را به حسین بن علی «علیه السلام» و اهداف آن بزرگوار نزدیک تر و آشناتر بکنند. در این ایام، ما باید راه آن ها را فرا بگیریم. یک عده ای کج فهم نگویند که امام حسین «علیه السلام» شکست خورد؛ یک عده ای کج فهم نگویند که راه امام حسین «علیه السلام» این است که همه ملّت ایران کشته بشوند. کدام انسان نادانی ممکن است چنین حرفی بزند؟ یک ملت باید از حسین بن علی «علیه السلام» درس بگیرد؛ یعنی از دشمن نترسد. به خود متکی باشد و به خدای خود توکّل بکند و بداند که دشمن شوکت دارد، اما این شوکت ناپایدار است. بداند اگر چه این دشمن، به ظاهر گسترده و قوی است، اما توان واقعی آن ها کم است. مگر نمی بینید که نزدیک به چهارده سال است که دشمنان خواسته اند جمهوری اسلامی را از بین ببرند و نتوانسته اند؟ آیا علّت آن غیر از ضعف آن ها و قدرت ماست؟ ما قوی هستیم و به برکت اسلام قدرت داریم. ما به خدای بزرگ، متوکّل و متکی هستیم. ما نیروی الهی را داریم و دنیا در مقابل چنین نیرویی نمی تواند بایستد.

مقام معظم رهبری این درس را در سخنی دیگر، این گونه تبیین کرده است:

«عاشورا یک پدیده ای است در تاریخ اسلام که همواره به نفع مردم و به زیان ستم گران و قدرت های استکباری به کار رفته است. امروز هم نقش عاشورا را قدرت های استکباری درست ارزیابی می کنند که با آن مخالفت می نمایند. عاشورا یک حادثه بزرگ تاریخ اسلام است و بزرگداشت خاطره محرم و شهادت حسین بن علی «علیه السلام» و یاران و فرزندان آن حضرت، یک وظیفه اسلامی است و تنها کسانی با آن مخالفت می کنند که با حسین بن علی «علیه السلام» و بزرگان اسلام یا آشنایی ندارند و یا با آن ها مخالفند و استکبار از عاشورا بیم ناک است و لذا با آن مخالفت می کنند.»

3. ژرف بینی

شرکت در مراسم عاشورا سبب روشن بینی انسان می شود. بدین ترتیب، انسان می تواند با پیش بینی حرکت و جهت گیری گروه های سیاسی و اجتماعی، با دیدی روشن و باز تصمیم بگیرد. اهمیت این نکته آن گاه آشکار می شود که بدانیم تقلیدهای کورکورانه سبب می شود انسان در لشکر دشمن جای گیرد و در مقابل حق صف آرایی کند. حضرت علی «علیه السلام» رزمندگان ژرف بین لشکر اسلام را این گونه توصیف می کند:

«بصیرت های خویش را بر شمشیرهای شان حمل می کردند.»

این سخن بدان معناست که آنان در راه حق، آگاهانه شمشیر می زدند. ژرف بینی در یاران امام حسین «علیه السلام» نیز به چشم می خورد. آنان که در شب عاشورا در زیر خیمه سبز حسین «علیه السلام» گرد آمده بودند، با آگاهی از حادثه فردا، تصمیم گرفتند و با بینش منطقی، جان خود را در طبق اخلاص نهادند. شمار اندکی نیز چون ژرف بینی کامل نداشتند، از لشکر حسین «علیه السلام» جدا شدند و راه خود در پیش گرفتند.

پیام آشکار عاشورا این است که در همه صحنه های زندگی، بر اساس شناخت و بینش حرکت کنیم و با یقین و اطمینان از حقانیت راه و روش و شناخت خودی و بیگانه، در راه قدم گذاریم.

مقام معظم رهبری درباره ژرف بینی که ره آورد مجلس های عاشوراست، چنین می فرماید:

«... باید در این مجالس (عزاداری) نسبت به اصل حادثه عاشورا یک معرفت روشن تر و واضح تری برای مردم به وجود بیاید. این جور نباشد که ما بیاییم در مجلس حسین بن علی «علیه السلام» یک سخنرانی بکنیم یا یک منبر برویم، طوری که اگر در داخل این مجلس، یک آدم اهل فکر و تأمل بود که امروز در جامعه ما کسانی که اهل فکر و تأملند، بسیارند و این از برکات انقلاب است با خود فکر کند که ما برای چه به این جا آمده ایم و قضیه چه بود؟ چرا باید برای امام حسین «علیه السلام» گریه کرد؟ چرا امام حسین «علیه السلام» اصلاً آمد کربلا و عاشورا را به وجود آورد؟ باید طوری باشد که اگر برای کسی چنین سؤالی به وجود آمد، شما پاسخ آن را داده باشید.»

4. پیام رسانی

به جرئت می توان گفت که حضرت زینب «علیهاالسلام» پس از جایگاه امامت برجسته ترین نقش را در رساندن پیام شهیدان کربلا ایفا نمود. ایشان با توکل و پشتوانه صبری که داشت این مهم را به انجام رسانید. به راستی، خداوند چه صبری به ایشان عنایت کرده بود که توانست این همه مصیبت و دشواری را یکجا تحمل کند؟ زینب «علیهاالسلام» مانند مادر بزرگوارش حضرت زهرا «علیهاالسلام» شجاع ترین زنان جهان بود که به هنگام پشتیبانی از حریم ولایت چنان خطبه های آتشینی خواند که همه را به شگفتی وا داشت. وی با وجود همه دردها و داغ ها علی وار ایستاد و از حق خاندان خویش دفاع کرد. زینب «علیهاالسلام» بهترین الگوی پیام رسانی در مکتب سرخ عاشورا است. اگر افشاگری های زینب «علیهاالسلام» نبود، تهمت های دشمن برای خدشه دار کردن قیام، کارگر می افتاد و اندیشه زندگی آفرین کربلا فراموش می گشت. اگر زینب «علیهاالسلام» نبود، خورشید عاشورا در پس ابرهای سیاه نفاق باقی می ماند و ندای مظلومیت شهیدان کربلا در هیاهوی دین ستیزان گم می شد.

زینب «علیهاالسلام» در شام تار غریبان، غریبانه دل را از هر آنچه غیر خدایی است تهی می کند و به خدا می سپارد. او شبانگاه برای خواندن نماز شب بر می خیزد و با پیروی از نماز ظهر عاشورای برادر و امام خویش، به نماز می ایستد. تن خسته زینب «علیهاالسلام» نای بر پا ایستادن ندارد و کوه مصیبت، بر دوش او سنگینی می کند. با این حال دلش، سبک بال به درگاه الهی پر می گشاید و حماسه ای دیگر بر حماسه های کربلا می افزاید.

او خدا را فراموش نکرده است و می داند که خدا حاضر و ناظر است. پس شکایت برای چه و اندوه برای که؟ آری! نماز در چنین شبی، دلی عاشورایی می طلبد و هر رکعت این نماز با آن وضعیت که نه خیمه ای مانده و نه چادری بر سر، خشت دیگری بر بنیان فرهنگ سرای عاشورا می نهد و این بردباری حسینی و پایداری زینبی است که قیام سرخ عاشورا را از دیگر قیام ها جدا می کند. حسینی رفتن و زینبی ماندن تنها از عهده کسانی بر می آید که در آموزشگاه کربلا، نام نویسی کرده باشند.

5. مشارکت زنان

«زهیر بن قین» یکی از شهیدان سرافراز کربلاست که مانند حر، به صف عاشقان حسین «علیه السلام» پیوست و تا دم آخر از پیمان خود دست برنداشت. او از کسانی بود که در آغاز، از رو به رو شدن با حضرت خودداری می کرد و انتظار نداشت در قیام ایشان حضور یابد. هنگامی که امام حسین «علیه السلام» برای انجام حج به مکه رفت، زهیر نیز با بستگان خود کاروانی تشکیل داده و در مکه مشغول انجام مناسک بود. وی در آن جا از حضور حضرت و انگیزه ایشان برای قیام آگاه گردید. هنگام بازگشت به کوفه نیز به دلیل هم مسیر بودن با کاروان عاشوراییان، می کوشید از منزلگاه حضرت برای توقف کاروان آگاه باشد تا با آنان در یک منزلگاه فرود نیاید. برای او دشوار بود که به درخواست حضرت برای شرکت در قیام، پاسخ رد بدهد. پس ترجیح داد از دور ناظر جریان باشد. از قضا، کاروان زهیر در محلی سرگرم استراحت بود که کاروان امام حسین «علیه السلام» نیز در نزدیکی آن جا بار افکنده بود. زهیر و همراهانش در حال خوردن غذا بودند که ناگهان مردی از سوی امام حسین «علیه السلام» نزد آنان آمد و به زهیر گفت: ای زهیر بن قین! ابا عبداللّه الحسین مرا به سوی تو فرستاده است که بگویم به نزد او بروی.

سکوتی مبهم بر حاضران حاکم گردید. هر کس لقمه ای را که در دست داشت، بر زمین گذاشت. در این میان «دُلهم»، همسر زهیر برخاست و به زهیر گفت: سبحان اللّه! پسر پیامبر به سوی تو پیغام فرستاده است و تو به سوی او نمی روی؟! چه شده است که نزد او نمی روی و سخنش را نمی شنوی؟

زهیر از سخن غیورانه همسر خود تکانی خورد. بر خود نهیب زد و به سوی خیمه گاه امام به راه افتاد. چیزی نگذشت که با شادمانی به خیمه بازگشت و صورتش می درخشید. دستور داد خیمه او را جمع کنند و به اردوگاه حضرت انتقال دهند. سپس به همسرش گفت: ای زن! اکنون تو را طلاق دادم و تو آزادی که هر جا می خواهی بروی؛ زیرا نمی خواهم به خاطر من گرفتار شوی. به همراهان خود نیز گفت: این آخرین دیدار من و شماست. هر کس می خواهد، با من بیاید. من برای شما حدیثی نقل می کنم. ما در دریا با دشمن می جنگیدیم. در آن جنگ پیروز شدیم و غنیمت هایی به دست ما آمد. حضرت سلمان فارسی در آن جنگ با ما بود. او به ما گفت: آیا به این پیروزی و آن چه به دست آورده اید، خوشحالید؟ گفتیم: آری، فرمود: هنگامی که آقای جوانان آل محمد (امام حسین «علیه السلام») را دیدار کنید، آن گاه در جنگ کردن همراه او شادتر هستید از شادی این غنایم.

اما همسر او در این میان با ایفای نقش یک زن مسلمان، از تنها گذاشتن او دوری نمود و با یاری او در انجام وظیفه نسبت به امام، سیمای یک زن مسلمان را به نمایش گذاشت.

پی نوشت ها:

1. مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 237.

2. بحارالانوار، ج 65، ص 388.

3. تاریخ طبری، ج 4، ص 266.

4. صحیفه نور، ج 21، ص 173.

5. موسوعة کلمات الامام الحسین «علیه السلام»، ص 563.

6. سخنرانی مقام معظم رهبری 11/4/71.

7. سخنرانی مقام معظم رهبری 25/7/67.

8. بحارالانوار، ج 45، ص 87.

9. سخنرانی مقام معظم رهبری 22/3/73.

10. بحارالانوار، ج 45، ص 14.




ابوالفضل اقایی جمعه 18 آذر 1390  نظرات (0)

سیدعلی رضا عالمی

چکیده

با ژرف نگری در تاریخ اسلام از منظری تحلیلی به این نتیجه می رسیم که بر خلاف آنچه برخی از علما مدعی شده اند، نهضت امام حسین(ع) برای تفرقه و جدایی بین مسلمانان صورت نگرفت؛ بلکه با توجه به مبانی قرآنی و الگوی نبوی(ص)، این حرکت و نهضت، وحدت و انسجام جامعه اسلامی را در پی داشت؛ وحدت و انسجامی که در آن مقطع زمانی در نتیجه رسوخ عصبیت جاهلی، بنیانهای اسلامی خود را از دست داده بود؛ به نحوی که اطلاق جامعه و امت اسلامی بر آن دشوار می نمود. حرکت امام حسین(ع) برای احیای دوباره این بنیانها و بر اثر احساس مسئولیت درباره آنها صورت پذیرفت.

واژه های کلیدی: امام حسین(ع)، انسجام اسلامی، مبانی قرآنی، الگوی نبوی(ص).

بقيه در ادامه



ادامه مطلب
ابوالفضل اقایی جمعه 18 آذر 1390  نظرات (0)

برخی در جهت اثبات جدایی دین از سیاست، چنین القا می کنند که قیام امام حسین (ع) صددرصد دموکراتیک و به خواست مردم انجام گرفته است و با این رویکرد، نفی حاکمیت خداوند را به امام (ع) نسبت می دهند; «خروج و حرکت سیدالشهداء از مدینه و مکه به کربلا و به قصد کوفه، بنا به اصرار و دعوت شفاهی و کتبی انبوه سران و مردم کوفه، برای نجات آنها از ظلم و فساد اموی و عهده دار شدن زمامداری و اداره امور آنان بود; دعوتی بود صد درصد مردمی و دموکراتیک ... جنگ و شهادت یا قیام و نهضت امام حسین (ع) و اصحاب او، علاوه بر آن که یک عمل دفاعی صد در صد در حفظ و حیثیت اسلام و جان و ناموسشان بود، نشان از این حقیقت می داد که خلافت و حکومت از دیدگاه امام و اسلام، نه از آن یزید و خلفاست، نه از آن خودشان و نه از خدا، بلکه از آن امت و به انتخاب خودشان است » . (1)

واقعیات تاریخی و تحلیل سخنان امام حسین (ع)، به خوبی بیانگر الهی و دینی بودن اقدامات سیاسی امام، و در نتیجه رد نظریه طرفداران سکولاریسم است . برای تبیین این موضوع، لازم است به تفاوت های مهم حکومت دینی با حکومت سکولار توجه شود، زیرا این دو در امور مهمی نظیر فلسفه و اهداف حکومت، نوع مشروعیت حکومت، شرایط حاکم اسلامی و ... تفاوت های اساسی دارند; از این رو به اختصار به تبیین دیدگاه آن امام همام پیرامون موضوعات یاد شده می پردازیم:

الف . فلسفه و اهداف حکومت

امام حسین (ع) بر خلاف نظام های سکولار و مکاتب سیاسی رایج دنیا، اهداف حکومت را بسیار فراتر از تامین رفاه و امنیت دنیوی و معیشتی مردم می داند;

یکم . حضرت به هنگام ترک مدینه و قبل از اینکه مسئله دعوت و یا بیعت کوفیان مطرح باشد، یکی از اهداف قیام خویش را اصلاح جامعه اسلامی و انجام امر به معروف و نهی از منکر اعلام می نماید;

«انما خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی، ارید ان امر بالمعروف و انهی عن المنکر» . معنای این انگیزه این است که اگر امام از عدم تشکیل حکومت و هم چنین از نقض عهد مردم کوفه نیز مطمئن بود - بدون توجه به مسئله علم امامت - دست از خروج و قیام خود بر نمی داشت; چرا که انگیزه اصلی واولی قیام حضرت، همان احیای دین بود و مسئله حکومت و زمامداری در مراحل بعدی قرار داشت .

دوم . امام (ع) در واپسین فراز سخنرانی مهمی که در اواخر عمر معاویه در موسم حج و در سرزمین منی و با حضور صدها نفر از رجال و شخصیت های مذهبی و سیاسی عصر خویش ایراد کرد، اهداف خود از تلاش برای به دست گرفتن حکومت را چنین ترسیم می کند: «اللهم انک تعلم انه لم یکن ما کان منا تنافسا فی سلطان و لا التماسا فی فضول الحطام و لکن لنری المعالم من دینک و نظهرالاصلاح فی بلادک و یامن المظلومون من عبادک و یعمل بفرائضک و سننک و احکامک » (2)

امام (ع) پس از بیان این نکته که نه به دنبال سلطنت و ریاست بر مردم هستم و نه در پی رسیدن به ثروت و مال دنیا، اهداف خود را چنین تعیین می کند;

1 . آشکار کردن نشانه های دین تو .

2 . اصلاح زمین تو .

3 . ایجاد امنیت برای بندگان مظلوم تو .

4 . عمل کردن به واجبات، سنت ها و احکام و قوانین تو .

سوم . حضرت اباعبدالله (ع) در گفت وگویی که با فرزدق در مسیر مکه به کوفه، در منزل صفاح دارد، می فرماید: «یا فرزدق! ان هولاء قوم لزموا طاعه الشیطان و ترکوا اطاعه الرحمن و اظهروا الفساد فی الارض، و ابطلوا الحدود و شربوا الخمور و استاثروا فی اموال الفقرا و المساکین و انا الولی من قام بفصره دین الله و اعزاز شرعه و الجهاد فی سبیله لتکون کلمه الله هی العلیاء» (3) در این فراز، امام حسین (ع) امویان را به عنوان نخستین سکولارهای واقعی در درون جامعه اسلامی که در اندیشه کنار نهادن دین الهی هستند، معرفی می کند و هدف خویش را مقابله با آنان و برپایی دین الهی می داند . امام فلسفه حکومت را «برتری کلمه الله » بیان می نماید; البته پرواضح است که برپایی دین اسلام به صورت کامل، سعادت دنیوی و اخروی افراد را تضمین خواهد نمود .

ب . مشروعیت الهی حکومت

بررسی سخنان امام حسین (ع) ثابت می کند که مشروعیت حکومت، فقط الهی است و حکومتی مشروع است که فقها از طرف خداوند منصوب باشند و رای و بیعت مردم، هیچ گونه تاثیری در مشروعیت حکومت ندارد; هر چند تاثیر آن در کارآمدی کومت حائز اهمیت است، آن گونه که افراد ناآگاه و فریفته مکاتب سیاسی دنیا یا مغرض، از سکولار بودن حکومت حتی در زمان حضور امام معصوم (ع) سخن می گویند و درصددند تا جنبه الهی و آسمانی حکومت را به هر نحوی انکار نمایند;

یکم . امام (ع) به فرماندار مدینه که درخواست بیعت از آن حضرت برای یزید داشت فرمود: «ایها الامیر! انا اهل بیت النبوه و معدن الرساله و مختلف الملائکه و محل ال رحمه و بنا فتح الله و بنا ختم و یزید رجل فاسق شارب الخمر و قاتل النفس المحرمه معلن بالفسق و مثلی لایبایع مثله » . (4)

در این جمله امام حسین (ع) ضمن بر شمردن دلایل مشروعیت خویش برای حکومت بر جامعه اسلامی، به دلایل نامشروع بودن حکومت یزید اشاره می نماید که به سبب فقدان نصب الهی، نه تنها هیچ گونه مشروعیتی برای تصدی و رهبری جامعه اسلامی نداشت، بلکه به دلیل ارتکاب محارم الهی و نادیده گرفتن حدود الهی، حتی هیچ مصلحتی در بیعت با او نیز وجود ندارد .

عدم بیعت امام حسین (ع) با یزید، با اینکه اکثریت مردم او را پذیرفته بودند و قیام علیه او، به خوبی بر لزوم مشروعیت الهی حاکم و همبستگی دین و سیاست و رد نظریه سکولاریسم دلالت دارد; هرچند حتی اگر امام (ع) قیام هم نمی کردند، باز هم عدم بیعت با یزید، به تنهایی بر این موضوع دلالت داشت .

دوم . امام حسین (ع) در بیانات متعدد، بر انتقال مشروعیت حکومت از طریق وحی و پیامبر (ص) به ائمه (ع) تاکید می کند; «ان مجاری الامور و الاحکام علی ایدی العلماء بالله علی حلاله و حرامه » . (5)

نکته واضح و روشن در این روایت این است که نه تنها امام (ع) مردم را متولی زمامداری و حکومت ندانسته، بلکه حق حاکمیت را به عهده علماء - و به طور یقین خود ائمه - نهاده است . (6)

سوم . وقتی ابن زبیر از بیعت امام با یزید سؤال کرد، امام (ع) ضمن پاسخ منفی، علت آن را انتقال حق حاکمیت جامعه اسلامی به خوش، پس از شهادت امام حسن (ع) ذکر می کند; «اصنع انی لا ابایع له ابدا، لان الامر انما کان لی من بعد اخی الحسن » . (7)

چهارم . امام همچنین در نامه به مردم بصره نوشت: «ما خاندان و اولیا و اوصیا و وارثان او (پیامبر (ص)) و سزاوارترین مردم به جانشینی او هستیم که دیگران بر ما سبقت جستند و ما تسلیم شدیم، تفرقه نخواستیم و به وحدت پاسخ دادیم; این در حالی بود که می دانستیم ما بر امر ولایت از متولیان آن شایسته تریم » . (8) و یا در نامه ای به اشراف کوفه می نویسد: «انی احق بهذالامر لقرابتی من رسول الله (ص)» (9)

ج . شرایط حاکم اسلامی

از دیدگاه امام حسین (ع) فلسفه و هدف حکومت، حاکمیت احکام و قوانین دینی است تا در پرتو آن، سعادت دنیا و آخرت مردم را تامین نماید; در این صورت بدیهی است که حاکم آن باید از شرایط ویژه ای برخوردار باشد;

یکم . علم به احکام الهی، چنان که یکی از محورهای مخالفت امام با خلفا همین نکته بود . حضرت در یک گفت وگو، خطاب به خلیفه دوم اظهار داشت: «صرت الحاکم علیهم بکتاب نزل فیهم لاتعرف معجمه و لاتدری تاویله الا سماع الا ذان » . (10) یعنی تو بر آنان حاکم شدی، آن هم حکومت با کتابی که در خاندان محمد (ص) فرود آمد و تو از نکات سربسته و تاویل آن جز شنیدن به گوش ها چیزی نمی دانی .

دوم . (همچنان که گذشت) حضرت در جمع رجال و شخصیت های مذهبی و سیاسی در سرزمین منی فرمود: امور باید به دست «عالمان بالله » باشد که امین حلال و حرام خدا هستند و در زمان حضور مصداق بارز آن امام معصوم (ع) است .

سوم . عامل به کتاب خدا و سنت پیامبر (ص) ; امام در نامه خود به کوفیان در این زمینه چنین می فرماید: «فلعمری ما الامام الا العامل باالکتاب، و الاخذ بالقسط، و الدائن بالحق، و الحابس نفسه علی ذات الله » (11) که دلالت صریح بر «عمل به قرآن » و «وقف خود در راه خدا» ، به عنوان شرایط حاکم دارد .

چهارم . برپا کننده عدالت;

از دیدگاه امام حسین (ع) عدالت و اقامه آن از شرایط و وظایف بسیار مهم برای حاکم اسلامی است; چنان که در نامه خود به کوفیان می فرمایند: «و الاخذ بالقسط » ، و یا در موارد متعدد دیگری، یکی از دلایل عدم مشروعیت خلفای اموی را فقدان این موضوع می داند .

بنابراین، از دیدگاه امام حسین (ع) و فرهنگ عاشورا، دین با سیاست پیوندی عمیق و ناگسستنی دارد و اهداف و فلسفه حکومت ها، مشروعیت و شرایط حاکم و زمامدار، کارکرد و کار ویژه های دولت، همه باید بر اساس احکام و آموزه های الهی و در راستای تحقق روابط فردی و اجتماعی جامعه و تامین سعادت دنیوی و اخروی بشر باشد .

«اللهم اجعل محیای محیا محمد وآل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد» (12)




سیدحسین همایون

ما در عصری زندگی می کنیم که پذیرش و حتی باور به بسیاری چیزها (چه اموری که پیوند با گذشته دارد و یا آن که به زمان حال و آینده برمی گردد) بدون پرسش نقد و سنجش کم تر و یا به دشواری صورت می گیرد. نهضت حسینی نیز از آن اموری است که با این قاعده نگریسته شده و در درون چنین فرایندی با پرسشهای فراوانی در گذشته رو به رو شده و در آینده روبه رو خواهد شد.

مهم ترین و بنیادی ترین پرسشی که در عصر مدرنیته و دنیای مدرن درباره این نهضت از آن سخن به میان است و از آن زاویه شایستگی سنجش پذیری او را می توان نگریست; این است که نهضت حسینی در دنیای معاصر چگونه حضور و ظهور می تواند داشته باشد. به دیگر سخن کارکرد و کاربرد آن چیست؟

بی گمان جاده ای که ما را به کاویدن و یابیدن پاسخ این پرسش نزدیک می سازد شناخت مدرنیته و عصر آن است. و چون در این نوشتار مبانی

( 230 )

عناصر و پیامدهای گوناگون مدرنیته را به شرح نمی توان کاوید به بیان ویژگیهای بنیادین آن بسنده می کنیم.

پایه های بنیادین مدرنیته عبارتند از: نوآوری آفرینندگی دگرگونی و پیشرفت. برایند داد و ستد پیوستگی و دمسازی این سه عنصر هویتی است به نام مدرنیته. به طور دقیق این سه عنصر به مانند ملاک و معیار تولید و پذیرش ارزشها روشها نظم سیاسی ـ اجتماعی نظام حقوقی و اخلاقی تاریخ و میراث فرهنگی عمل می کنند. از این روی در دنیای مدرن چیزی پذیرفتنی و درخور عرضه است و زمینه آشکار شدن دارد که به صورتها و شیوه های گوناگون به آن سه عنصر کلیدی یاری رساند.

اینک که بر آنیم به نهضت حسینی در عصر مدرن بنگریم می باید از زاویه معیارهای یاد شده به آن نگریست. و برای این هدف دو انگاره از نهضت پیش رو داریم:

بقيه در ادامه



ادامه مطلب
(تعداد کل صفحات:39)      [ 1 ]   [ 2 ]   [ 3 ]   [ 4 ]   [ 5 ]   [ 6 ]   [ 7 ]   [ 8 ]   [ 9 ]   [ 10 ]   [ > ]  
درباره‌ی وبلاگ
سايتي با مطالب جالب و خواندني ،‌ بيوگرافي ، لطيفه ، پيامك ، عكس ، كاريكاتور ، طنز ، فال و طالع بيني ، كامپيوتر و اينترنت و موبايل و هر چه دلت بخواد.
موضوعات
آخرين مطالب
نويسنده
آرشيو مطالب
لینک دوستان
آمار سايت
كل بازديدها : 3834458 نفر
كل مطالب : 30562 عدد
کل نظرات: 1022
تاریخ ایجاد وبلاگ :پنج شنبه 19 شهریور 1388 
آخرین بروز رسانی : سه شنبه 31 مرداد 1396