ابزار هدایت به بالای صفحه

مطالبي از سراسر اينترنت
صفحه اول تماس با ما RSS                     قالب وبلاگ
  
مطالبي از سراسر اينترنت
هر چي دلت بخواد هست.
ابوالفضل اقایی شنبه 30 بهمن 1395  نظرات (0)

همه‌ی ما جمله‌ی معروف دکارت، «فکر می‌کنم؛ پس هستم»، را شنیده‌ایم. جمله‌ای که تبدیل به سنگ‌ بنای فلسفه‌ی مدرن، خودآگاهی و فردگرایی شد. هرچند دکارت راه ساده‌تر را انتخاب کرد. برای او «تفکر» بدیهی بود؛ از این جهت نیازی به تعریف آن نداشت. اما تفکر چیست؟ هوش به چه معنا است؟ و در نهایت اینکه آیا می‌توان آن‌ را به یک ماشین منتقل کرد؟ به همین دلیل است که به نظر می‌رسد هوش مصنوعی، همان‌قدر که به دنبال پاسخ است؛ سؤالات جدیدی ایجاد می‌کند و در کنارِ تفکر ماشین، به دنبال درک تفکر انسان است.

جهت روشن‌تر شدن این پرسش‌ها آزمایش زیر را در نظر بگیرید.

اتاق چینی

اتاقی بسته را تصور کنید. داخل اتاق افراد زیادی پشت میزهای خود نشسته‌اند. از یک سمت اتاق قطعه‌ای کاغذ از محفظه‌ای وارد می‌شود. روی این کاغذ علائم و نشانه‌های ناآشنایی نوشته شده است. افراد داخل اتاق کاری را انجام می‌دهند که به آن‌ها آموزش داده شده است. آن‌ها کاغذ را به بخش‌های کوچک‌تر تقسیم می‌کنند و با توجه به نشانه‌ای که مشاهده خواهند کرد، چک‌باکس‌هایی را علامت می‌زنند. اگر خطی مورب در گوشه‌ی راست صفحه ببینند، چک‌باکسِ 2-B را علامت می‌زنند. اگر شکل ضربدر را مشاهده کنند، 17-Y را و مانند این. پس از اتمام کار، آن‌ها کاغذهای علامت‌گذاری شده را به سمت دیگر اتاق می‌فرستند. افرادی که در سمت دیگر هستند (با توجه به یادگیری متفاوت خود) برگه‌ی سومی را علامت‌گذاری می‌کنند. در صورتی که چک‌باکس 2-B داشته باشند، خطی افقی رسم می‌کنند و اگر 17-Y داشته باشند، یک دایره در سمت راست آن می‌کشند. سپس تمامی کاغذها را به شخصی می‌دهند که آن‌ها را به هم متصل و محصول نهایی را ارائه می‌کند.

کاغذی که در مرحله‌ی اول وارد اتاق شد؛ متنی چینی درون خود جای داده بود. کاغذ نهایی ترجمه‌ی کامل آن متن به انگلیسی است. باید توجه کنید که هیچ‌کدام از افراد داخل اتاق توانایی درک زبان چینی یا انگلیسی ندارند.

این آزمایشِ ذهنی که نخستین بار توسط پیشگام رایانه، جان سرل، طراحی شد معمولا به‌عنوان راهی کوتاه برای توصیف دشواری‌های مفهوم هوش به کار می‌رود. با تعدادی کافی از افراد، می‌توان اتاق بالا را به انجام هر کاری واداشت. رسم یا توصیف تصاویر، ترجمه یا تصحیح زبان‌های مختلف، فاکتور کردن اعداد بسیار بزرگ و... . اما آیا می‌توان این کار را هوش در نظر گرفت؟ شخصی که خارج از اتاق است، شاید به این تعریف راضی شود؛ هرچند افراد داخل اتاق مخالف این نظریه خواهند بود.

اگر به‌جای انسان‌ها، همین جعبه را با ترانزیستور پر کنیم؛ به شِمایی از یک کامپیوتر خواهیم رسید. پس سؤال اصلی اینجا است که آیا کامپیوترها هرگز از نمونه‌ی پیچیده‌تر اتاق چینی فراتر خواهند رفت؟ یکی از پاسخ‌های رایج به این سؤال که مانند سایر ابعاد هوش مصنوعی به سؤالات بیشتر می‌انجامد، این است که ترانزیستورها را با نورون‌های مغز جایگزین کنیم. پس آیا مغز خود یک نمونه‌ی بزرگ از اتاق چینی نیست؟

این سؤالات می‌تواند تا بی‌نهایت ادامه یابد. هرچند ما نمی‌توانیم در این متن کوتاه یکی از بزرگ‌ترین مسئله‌های تاریخ فلسفه را حل کنیم. بحث درباره‌ی این پرسش‌ها ممکن است برای بسیاری سرگرم‌کننده باشد؛ اما برای رسیدن به هدف، بهتر است درباره‌‌ی نمونه‌ای عملی‌تر صحبت کنیم.

هوش مصنوعیِ ضعیف، هوش مصنوعی قوی

این روزها واژه‌ی هوش مصنوعی به‌وفور و در حالت کلی برای توصیف میزبان چند سیستم رایانه‌ای استفاده می‌شود. هرچند نمی‌شود به استفاده‌ی گسترده از این واژه خرده گرفت. از آنجا که هوش مصنوعی به خودی خود تعریف مشخصی ندارد؛ می‌توان گفت هوش مصنوعی نرم‌افزاری است که پروسه‌ی تفکر انسان را بازسازی و نتایجی مشابه آن کسب می‌کند.

امروزه ماشین‌هایی وجود دارند که آهنگ بعدی شما را انتخاب می‌کنند؛ به شکل داینامیک پاهای یک ربات را کنترل می‌کنند؛ اشیایی را از درون یک تصویر انتخاب و آن را توصیف می‌کنند یا زبان آلمانی را به انگلیسی، روسی، کره‌ای و بالعکس ترجمه می‌کنند. تمام این‌ها فعالیت‌هایی هستند که پیش از این توسط انسان‌ها به درجه‌ی تکامل رسیده‌اند و مکانیزه کردن آن‌ها منافع بسیاری خواهد داشت.

هرچند در نهایت حتی پیچیده‌ترینِ این وظایف نیز تنها یک «وظیفه» خواهد بود. یک شبکه‌ی عصبی که توسط میلیون‌ها جمله تمرین دیده است و می‌تواند ترجمه‌ای بی‌نقص از ۸ زبان مختلف ارائه کند؛ در نهایت چیزی بیشتر از یک ماشین پیچیده نیست. ماشینی که کارکرد آن می‌تواند به‌راحتی توسط اتاق چینی بازسازی شود. پس آیا می‌توان از واژه‌ی «هوش» به‌جای «محاسبه» در چنین مواقعی استفاده کرد؟

به همین دلیل نیاز است که مفهوم هوش مصنوعیِ ضعیف از هوش مصنوعی قوی جدا شود. این دو، دسته‌های مختلف هوش مصنوعی نیستند، بلکه نحوه‌ای از نگاه کردن به مفهوم اصلی این واژه خواهند بود. مانند بسیاری مفهوم‌های فلسفی، این دو مفهوم نیز الزاما بر دیگری برتری ندارند. اما مقایسه‌ی آن‌ها همچنان دارای اهمیت است.

در یک سمت این گفتگو افرادی قرار دارند که می‌گویند مهم نیست یک هوش مصنوعی تا چه اندازه پیچیده باشد؛ این ماشین هرگز از توانایی ذهن سازنده‌ی خود عبور نخواهد کرد. یا به عبارت دیگر هرگز از ماهیت ماشینی خود فراتر نخواهد رفت. این ماشین‌ها حتی در محدوده‌ی خود توانایی رسیدن به دستاوردهای مهمی خواهند داشت؛ هرچند در نهایت تمام این دستاوردها توسط یک نرم‌افزار بسیار قوی ممکن شده است. این دیدگاهی است که هوش مصنوعی ضعیف را توضیح می‌دهد. افراد حامی این ایده، با توجه به محدودیت‌های قائل شده برای هوش مصنوعی، بیشتر بر ساخت سیستم‌هایی تمرکز دارند که در انجام وظایف انفرادی موفق است.

در طرف دیگر هوادارانِ هوش مصنوعی قوی قرار دارند. کسانی که می‌گویند یک ماشین می‌تواند به سطحی از توانایی دست‌ یابد که بتوان آن را از ذهن انسان متمایز دانست. این افراد همان‌هایی هستند که ذهن انسان را نیز یک اتاق چینی توصیف می‌کنند و می‌پرسند اگر تعداد گسترده‌ای از مدارهای بیولوژیکی در مغز انسان می‌توانند هوش و خودآگاهی به ارمغان بیاورند؛ چرا مدارهای سیلیکونی این توانایی را پیدا نکنند؟ تئوری هوش مصنوعی قوی بر این پایه است که روزی می‌توان ماشینی به هوشمندی انسان (یا حتی فراتر از آن) اختراع کرد.

هرچند همچنان یک مشکل پابرجا است: ما هنوز تعریفی واقعی از هوش ارائه نداده‌ایم.

هوش، بدونِ مصنوعی

نمی‌توان ادعا کرد که انسان‌ها پیشرفتی به سزا در تعریف هوش در سه هزاره‌ی گذشته انجام داده‌اند. نسل بشر بیشتر وقت خود را صرف ایده‌هایی ابتدایی کرده است. ایده‌هایی مانند اینکه هوش می‌تواند به‌راحتی اندازه‌گیری شود، یا اینکه به نشانه‌های بیولوژیکی مانند شکل سر یا اندازه‌ی مغز وابسته است.

هر کسی تعریف شخصی خود را از مفهوم هوش دارد؛ به همین دلیل به‌سختی می‌توان ادعا کرد که هوش مصنوعی (در هر مرحله‌ای) از هوش انسان پیشی گرفته است. تعریف‌هایی که تا به امروز ارائه شده‌اند، مانند تیرهایی هستند که هرگز به هدف نمی‌نشینند. هرچند با در نظر گرفتن تمام آن‌ها می‌توان شکلی حدودی از هدف را تصور کرد.

از بین تمامی این تعریف‌ها به نظر تنها یکی به اندازه‌ی کافی ساده و اصولی است که ارزش پیگیری داشته باشد: هوش، توانایی حل مسائل جدید است.

این تعریف به نظر ایده‌ی پشت تمامی مفهوم‌های اساسی ذهن، مانند «سازگاری»، «کلی‌نگری» و «خلاقیت» است که در کنار هم مفاهیمی مانند «استدلال»، «قضاوت» و «مشاهده» را برای استفاده در ذهن هوشمند به وجود می‌آورند. توانایی حل مسئله و استدلال برای ذهن بسیار حیاتی است. اما مهم‌تر این است که ذهن باید از راه‌ حل دسته‌ای از مسائل، برای حل مسائل دیگر بهره بگیرد. ماهیت تبدیل‌پذیر، مهم‌ترین مشخصه‌ی هوش است. حتی اگر کسی از فرمول اساسی این اتفاق مطلع نباشد.

آیا روزی ربات‌ها می‌توانند به چنین سطحی از درک برسند و راه خود را از انسان‌ها جدا کنند؟ آیا آن‌ها می‌توانند مشکلاتی ایجاد کنند که هرگز به فکر یک انسان نرسیده است؟ پژوهشگران در حال تولید نسل‌های جدید از هوش مصنوعی هستند که توانایی پردازش و یادگیری اطلاعاتی دارند که تا پیش از این غیر ممکن به نظر می‌رسیدند؛ ربات‌هایی که در یادگیری به‌خوبی انسان عمل می‌کنند. اما این سؤال که آیا تمام این‌ها «تفکر» است یا تنها گونه‌ای پیچیده از محاسبه را باید به فیلسوف‌ها و دانشمندان کامپیوتر واگذار کرد. هرچند همین که ما به دنبال جواب چنین سؤالاتی هستیم؛ از دستاوردهای بی‌نظیر هوش مصنوعی خبر می‌دهد.



ادامه مطلب

برای بسیاری از افرادی که PC می‌سازند، هزینه‌ی زیاد از حد اصلا مطلوب نیست و ترجیح می‌دهند که به‌اندازه هزینه کنند. تفاوتی ندارد که شما PC را برای یک استفاده عمومی می‌خواهید یا قصد ساخت یک PC تخصصی برای بازی دارید، به‌اندازه و صحیح هزینه کردن به شما اجازه می‌دهد تا یک خرید قابل‌قبول داشته باشید و نهایت استفاده را از پول خود ببرید.

راه‌حل‌های ارائه‌شده در این مقاله به شما کمک می‌کند که انتخاب هوشمندانه‌تری داشته باشید و برای ساخت PC خود کمتر هزینه کنید.

 برنامه داشته باشید

 PC با قدرت (پردازشی) در حد نیاز خود خریداری کنید، هیچ‌گاه بیشتر یا کمتر از میزان موردنظر خود خرید نکنید، همیشه فهرست خرید خود را دو مرتبه بررسی کنید (هم ازنظر قدرت و هم ازنظر همخوانی قطعات با یکدیگر). مهم نیست شما یک فرد تازه‌کار هستید یا حرفه‌ای، حتما «دو» مرتبه بررسی کنید. برای ساخت یک PC «برنامه» مهم‌ترین قسمت است.

همیشه به راهنماهای خرید وب‌سایت‌های معتبر توجه کنید؛ راهنمای خرید بهترین کارت گرافیک، بهترین پردازنده‌ها و راهنمای جامع حافظه‌های SSD می‌توانند فارغ از بحث هزینه‌ها، به شما در انتخاب قطعات بسته به نیازتان کمک کنند. زمانی که توانستید پردازنده را انتخاب کنید، می‌توانید مادربرد مناسب با آن پردازنده انتخاب کنید، بعد از انتخاب مادربرد می‌توانید حافظه رم متناسب با «پردازنده و مادربرد» را انتخاب کنید، بعد از آن حافظه ذخیره‌سازی هارد دیسک یا SSD و تا انتها باقی قطعات را انتخاب می‌کنید.

اگر به راهنمای بیشتری برای یافتن قطعات احتیاج دارید، می‌توانید به PCPartPicker’s Build Guides section مراجعه کنید. PCPartPicker به شما در انتخاب قطعات کمک می‌کند و همچنین فیلترهایی دارد که می‌توانید از طریق آن‌ها قطعات را با دقت بیشتری انتخاب کنید و قابلیت بحث در ارتباط با PC که در حال ساخت آن هستید نیز دارد. ساخت یک PC بحث بسیار فعال و همه‌گیری است و شما به‌سادگی می‌توانید افراد بسیار حرفه‌ای درزمینهٔ ساخت PC را در اینترنت پیدا کنید و از آن‌ها برای ساخت PC خود راهنمایی بگیرید.

 از برخی از قطعات کامپیوتری که الان دارید، در کامپیوتر بعدی خود نیز استفاده کنید

اگر در حال حاضر یک کامپیوتر دارید، استفاده از برخی از قطعات آن در ساخت PC جدید، به شما در کاهش هزینه‌ها کمک بسیاری خواهد کرد.

fan

از فن کامپیوتر قدیمی خود در صورت سالم بودن دوباره استفاده کنید.

 ساختن PC جدید معمولا در انتخاب پردازنده و مادربرد جدید معنا پیدا می‌کند و این امکان در برخی حالات وجود دارد که شما حافظه HDD، رم، کارت گرافیک و حتی کیس کامپیوتر قدیمی (معمولا اگر کامپیوتر قدیمی شما بیش از یک دهه از عمرش نگذشته باشد) خود را در PC جدید استفاده کنید. 

البته توجه داشته باشید که قطعات قدیمی با PC جدید همخوانی داشته باشند. حافظه HDD ممکن است در سیستم جدید به دلیل عدم تطبیق کابل‌های اتصال کاربردی نداشته باشد و مادربردهای جدید فقط رم‌های DDR4 را پشتیبانی می‌کنند، پس شاید رم کامپیوتر قدیمی DDR3 شما نیز در این PC جایگاهی نداشته باشد. Belarc Advisor به شما کمک می‌کند تا درباره‌ی قطعات داخلی کامپیوتر حال حاضر خود اطلاعات کسب کنید. این وب‌سایت حتی به شما کمک می‌کند سریال نرم‌افزارهای نصب‌شده روی کامپیوتر خود را بیابید تا بتوانید در PC جدید از آن استفاده کنید.

 از ابزار موجود در PCPartPicker استفاده کنید

اگر قطعات کامپیوتر خود را انتخاب کرده‌اید، بهتر است از  وب‌سایت PCPartPicker  نیز استفاده کنید.

PCpartpicker

PCPartPicker پردازنده‌های Intel Core i۷-۷۷۰۰K را فهرست کرده است.

PCPartPicker به شما اجازه می‌دهد به‌صورت مجازی کامپیوتر خود را (با انتخاب تک‌به‌تک قطعات) بسازید و اگر قطعات با یکدیگر همخوان نبودند، سایت به شما اخطار می‌دهد که مثلا پردازنده با مادربرد همخوان نیست و باید آن را تغییر دهید.

یکی از بهترین مزایای استفاده از PCPartPicker این است که برای هر قطعه جدیدی که انتخاب می‌کنید، لیستی از فروشنده‌های آن قطعه را به شما نشان می‌دهد و شما می‌توانید بهترین قیمت را مشاهده کنید و سپس به خرید آن قطعه بپردازید؛ اگر این قیمت‌ها نتوانست شما را راضی کند، می‌توانید ایمیل خود را به PCPartPicker بدهید و این وب‌سایت زمانی که این قطعه با قیمتی که شما اعلام کرده‌اید برای فروش قرار گرفت، به شما ایمیل ارسال کند و شما را مطلع کند.

 این وب‌سایت همچنین کاهش قیمت و قیمت اخیر قطعات را به شما نشان می‌دهد و به شما در انتخاب بهتر کمک خواهد کرد.

خرید از فروشگاه‌ها

با تمامی صحبت‌های انجام‌شده، شاید شما با خرید از فروشگاه‌ها هزینه‌ی کمتری پرداخت کنید. برخی فروشگاه‌ها به شما اجازه‌ی انتخاب قطعات می‌دهند و برخی دیگر قطعات دست‌دوم دارند که می‌تواند انتخاب مناسبی باشد. فقط توجه داشته باشید که قطعاتی که انتخاب می‌کنید، حتما گارانتی داشته باشند و اگر قطعه‌ای از کار افتاد، شما بتوانید پول خود را پس بگیرید.

 از زمان استفاده کنید

اگر پس از برنامه‌ریزی به این نتیجه رسیدید که در حال حاضر نیازی به خرید یک PC جدید ندارید، هیچ دلیلی وجود ندارد که به سرعت اقدام به خرید قطعات کنید. صبر کنید تا قیمت قطعات کاهش پیدا کنند یا یک فروشگاه، تخفیف قابل‌قبولی برای قطعه‌ای که شما نیاز دارید قرار دهد.

فقط به‌اندازه ای صبر شما ادامه پیدا نکند که گارانتی قطعاتی که خریده‌اید، باطل شود؛ اگر قطعه‌ای از کار افتاد، قبل از ابطال گارانتی باید آن را پس بفرستید و از گارانتی آن استفاده کنید.

 از قطعات دست‌دوم استفاده کنید

 اگر شما به‌اندازه ای خوش‌شانس باشید که دقیقا وقتی آخرین‌ مدل قطعات کامپیوتری در فروشگاه‌ها قرار گرفتند، تخفیف بسیار خوبی هم برای آن قطعه ارائه شد، به راحتی خرید کنید؛ اگر نه خرید آخرین‌ مدل و به‌روزترین قطعات اصلا ازنظر اقتصادی به‌صرفه نیست. اگر واقعا قصد صرفه‌جویی دارید، خرید قطعات دست‌ دوم بسیار به این کار کمک می‌کند. فقط توجه داشته باشید که این قطعات گارانتی ندارند و اگر اتفاقی بیافتد، تمام هزینه‌ی شما از بین رفته است.

کیس، پردازنده و رم به دلیل نداشتن قطعات چرخنده مکانیکی، به‌راحتی می‌توانند به‌عنوان دست‌ دوم خریداری شوند و معمولا مشکلی پیش نمی‌آید. (از فروشنده سؤال کنید که آیا پردازنده تابه‌حال overclock (افزایش سرعت پردازش به میزان بالاتر از حد توصیه‌شده توسط کارخانه) شده است یا خیر، اگر شده است از خرید آن خودداری کنید). کارت گرافیک نیز اگر پر از خاک نباشد و آن نیز overclock نشده باشد، می‌تواند به‌صورت دست دوم خریداری شود. در ارتباط با مادربرد این موضوع متفاوت است؛ به دلیل اینکه این قطعه هسته‌ی کامپیوتر شما است و قطعات روی آن نصب می‌شوند، از خرید دست‌ دوم این قطعه خودداری کنید. از خرید HDD خودداری کنید؛ طول عمر این قطعات بالا نیست و همچنین دارای قطعات چرخنده‌ی مکانیکی هستند. از خرید پاور دست‌ دوم نیز خودداری کنید، این قطعه برق را به قطعات می‌رساند و از قطعات چرخنده نیز استفاده می‌کند. می‌توانید از خنک‌کننده‌های هوا برای پردازنده استفاده کنید؛ اما از خنک‌کننده‌های آبی به‌صورت دست‌دوم اصلا استفاده نکنید که به‌زودی از کار خواهند افتاد.

PC

این امکان بسیار خوبی است اگر بتوانید قطعات دست‌ دوم را پیش از خرید تست کنید یا آن‌ها را در حال کار ببینید. 

 

 حال که تمام این نکات را خواندید، تمام قطعات را جمع و ساخت PC را شروع کنید.



ادامه مطلب

یکی از سوال‌هایی که ممکن است برای شما خصوصا اگر یک گیمر و یا علاقمند و پیگیر مشاهده فیلم‌های سینمایی باشید، پیش بیاید این است که واقعا مغز انسان تا چند فریم بر ثانیه را درک خواهد کرد؟

eye

پاسخ به این سوال که آیا واقعا نرخ فریم‌های بالاتر از 60 عدد بر ثانیه قابل درک توسط حس بینایی انسان هستند قدری پیچیده است چرا که توانایی مغز انسان بسیار فراتر از آن است که بتوانیم دقیقا از عملکرد نهفته میان میلیاردها سلول عصبی و ارتباط بین آن ها مطلع شویم. بنابراین پاسخ ما به سوال مطرح شده در این مقاله که احتمالا پرسش اکثر شما خوانندگان نیز باشد، بر اساس یافته‌های علمی و شواهد تجربی خواهد بود.

frame per second

برای اولین بار که صنعت ساخت فیلم حیات خود را آغاز نمود، معمولا فیلم‌ها با نرخ 18 فریم بر ثانیه به نمایش در می‌آمدند که بعدها با پیشرفت تجهیزات و بررسی‌های گسترده در حوزه نحوه نمایش فیلم‌های سینمایی، سرعت نمایش فریم‌ها به استاندارد 24 فریم بر ثانیه رسید که تا این لحظه تقریبا در اکثر فیلم‌های سینمایی پابرجا است. این مساله تنها در فیلم‌های سینمایی و هر ویدئوی دیگر خلاصه نشده و به هر نوع تصویر متحرک نمایش داده شده توسط یک منبع نوری یا نمایشگر همچون بازی‌های رایانه‌ای، انیمیشن‌ها، تصاویر متحرک، لامپ‌هایی که با برق شهری کار می‌کنند و… ارتباط دارد. مسلما اگر شما یک گیمر PC باشید، به خوبی تفاوت بین فریم‌های نمایش داده شده را احساس خواهید کرد و از انجام بازی‌ در نرخ 60 فریم بر ثانیه لذت بیشتری نسبت به فریم‌های کم‌تر خواهید برد. حالا فرض کنید یک نمایشگر 120 هرتز در اختیار دارید و کارت گرافیک شما تا 120 فریم بر ثانیه را پردازش و به نمایش در آورد. در نگاه اول ممکن است تشخیص تفاوت میان نمایشگر 60 هرتزی که در حال نمایش 60 فریم بر ثانیه است، با نمایشگر 120 هرتزی که در حال نمایش 120 هرتز می باشد کمی سخت باشد، اما اگر کمی دقت کنید تفاوت را مشاهده خواهید کرد و همین وضعیت را برای یک نمایشگر 120 و 200 هرتز نیز در نظر بگیرید، مجدادا تفاوت هر چند به سختی، اما قابل تشخیص است.

fps

واقعیت چیست؟ آیا چشم و مغز انسان توان درک فریم‌های بیش از 60 را دارد؟ در پاسخ به این سوال می‌توان این طور بیان کرد که بلی چشم  انسان با هماهنگی بخش بینایی مغز خواهد توانست تفاوت میان فریم‌های بیش از 60 را تشخیص دهد اما این میزان تفاوت به حدی برای چشم انسان ناچیز به نظر می‌رسد که عملا نرخ فریم‌های بالاتر از 60 عدد در هر ثانیه غیر قابل فهم به نظر می‌رسند. جالب است بدانید که طبق تحقیقات دانشمندان و ثبت نوار Electroencephalogram که به اختصار EEG نامیده می‌شود، مغز انسان تنها تا 13 فریم بر ثانیه را درک می‌کند و مقادیر بالاتر از آن غیر قابل درک خواهند بود! البته اشتباه نکنید، درست است که انسان می‌تواند حتی تفاوت فریم ریت بیش از 60 را نیز تشخیص دهد، اما این به معنای آن نیست که شما واقعا همه‌ی فریم‌ها را درک می‌کنید. به بیانی دیگر حداکثر تا مرز 13 عکس بر ثانیه شما با دیدن تصاویری که مرتبط و به دنبال هم هستند، می‌توانید مجزا بودن این تصاویر را از یکدیگر تشخیص دهید و مغز شما فریب نمی‌خورد. اما پس از حداکثر 13 عکس بر ثانیه سیستم عصبی شما تصور می‌کند که تصاویر ذکر شده به صورت پیوسته به هم هستند، هر چند تا قبل از رسیدن به 60 عکس در ثانیه می‌توان مکث‌های بین تصاویر را به خوبی درک کرد. بنابراین زمانی که نرخ فریم از 13 عدد در ثانیه تجاوز می‌کند، احساس تماشای فیلم در مغز القا می‌شود که با افزایش این رقم حس واقعی بودن تصاویر نمایش داده شده بیشتر می‌شود.

frame-per-second_01

شاید برای شما این ابهام ایجاد شود که تفاوت میان نرخ تازه سازی تصویر و فریم ریت در چیست و ایا این دو با یکدیگر یکسان هستند؟ در واقع نرخ تازه سازی تصویر و فریم ریت دو فاکتور کاملا مجزا از یک دیگر می‌باشند که معنای خاص خود را دارند. فریم بر هر ثانیه یا FPS میزان تصاویر تولید شده در هر ثانیه توسط کارت گرافیک و یا هر چیز دیگر می‌باشد و نرخ تازه سازی به سرعت به روز رسانی تصویر توسط نمایشگر اطلاق می‌شود. به بیانی ساده‌تر در صورتی که به فرض 1 فریم بر هر ثانیه نمایش داده شود، به طور مثال یک نمایشگر 60 هرتز همان یک فریم را 60 بار در هر ثانیه نشان خواهد داد و به عبارت دیگر یک فریم مذکور 60 بار به روز رسانی می‌شود. افزایش نرخ فریم تا مرز توان تازه سازی نمایشگر باعث هماهنگی تصویر و مانیتور شده و هر فریم با یک‌بار به روز رسانی جای خود را به فریم بعدی می‌دهد. البته این فرایند کمی پیچیده‌تر از چیزی است که توضیح داده شد اما برای درک می‌توانیم این‌طور فرض کنیم. دقیقا همین زمان است که با تجاوز نرخ فریم از توان تازه سازی نمایشگر، از هم گسیختگی تصاویر باعث آزار چشمان شما خواهد خواهد شد و تکنولوژی‌هایی مثل V-Sync، G-Sync و Fast Sync برای حل همین مشکل ایجاد شدند. نهایتا در یک جمع بندی کلی از این مقاله می‌توان این طور بیان کرد که مغز انسان قدرت بسیار زیادی در درک تفاوت فریم‌ها دارد و نمی‌توان مرز مشخصی برای آن قائل شد، هر چند رسیدن به نرخ 60 فریم بر ثانیه برای بسیاری از افراد راضی کننده است، اما بعضی نیز سرعت 24 فریم بر ثانیه فیلم‌های سینمایی و برخی دیگر فریم‌های بالاتر از 60 عدد در ثانیه را ترجیح می‌دهند و … که این مسئله به عادت‌ها و سلایق شخصی باز می‌گردد، اما در نهایت می‌توان 60 فریم بر ثانیه را معیار ایده آلی برای اکثر مردم در نظر گرفت.



ادامه مطلب

اگر به دنبال یک لپ‌تاپ سبک، کوچک و قابل حمل می‌گردید و همچنین نیاز دارید که سیستم عامل ویندوز 10 و لینوکس را بر روی این دستگاه به اجرا در بیاورید و از همه این‌ها مهمتر هزینه ناچیزی را پرداخت نمایید به نظر می‌رسد که GPD Pocket بهترین گزینه برای شما است. GPD Pocket یک لپ‌تاپ هفت اینچی است که سازندگان آن توانسته اند در اوج ناباوری قطعات سخت افزاری قدرتمندی را در آن جای دهند. به ویژه اینکه این قطعات تا حدود زیادی به قطعات موجود در لپ‌تاپ های سرفیس 3 و مک بوک ایر شباهت دارند.

به تازگی لپ‌تاپی جالب و قدرتمند با نام GPD Pocket در سایت IndieGogo معرفی شده است که در صورتی که بتواند به مرحله تولید انبوه برسد می‌تواند با محصولات قدرتمندی همچون سرفیس 3 و مک بوک ایر به رقابت بپردازد. این لپ‌تاپ در عین اینکه بسیاری از قابلیت‌های موجود در لپ‌تاپ های امروزی را در اختیار کاربران قرار می‌دهد، دارای یک ساختار سبک و کوچک است که قابلیت حمل بالا را به عنوان یک ویژگی‌ مهم فراهم می‌آورد.

براساس اطلاعات منتشر شده از سوی سازندگان این لپ‌تاپ، GPD Pocket دارای یک صفحه نمایش 7 اینچی از نوع IPS و با وضوح 1920 در 1200 پیکسلی است و پردازنده Intel Atom x7-Z8700 با چهار هسته و رشته پردازشی در سرعت 1.6 گیگاهرتز، چهار گیگابایت حافظه رم، فضای ذخیره سازی با ظرفیت 128 گیگابایت و باتری با ظرفیت 7000 میلی آمپر ساعت دیگر قطعات سخت افزاری آن را تشکیل می‌‌دهند.

از دیگر ویژگی‌های مهم این لپ‌تاپ می‌توان به وزنی در حدود 0.48 کیلوگرم، ضخامت 18.5 میلی متری، یک سیستم خنک کننده فعال و شیشه محافظ Gorilla Glass 3 اشاره کرد. این لپ‌تاپ همچنین دارای راه‌های ارتباطی متنوعی همچون USB Type-C، HDMI، جک صوتی 3.5 میلی متری، بلوتوث 4.1 و Wi-Fi نیز هست و از این نظر می‌تواند تا حدود زیادی نیازهای کاربران خود را برآورده کند.

با توجه به اینکه این لپ‌تاپ می‌تواند به صورت ویژه توسط برنامه نویسان مورد استفاده قرار بگیرد، تیم طراح GPD Pocket در کنار سیستم عامل ویندوز 10، امکان دسترسی به سیستم عامل لینوکس Ubuntu را هم فراهم کرده‌اند تا برنامه نویسان از این لحاظ با محدودیتی روبرو نباشند. این لپ‌تاپ قرار است در ژوئن سال جاری میلادی با قیمت 600 دلار در دسترس علاقمندان قرار بگیرد. جدول زیر می‌تواند مقایسه خوبی بین ویژگی‌های سه لپ‌تاپ GPD Pocket، مک بوک ایر و سرفیس 3 باشد.



ادامه مطلب

MasterAir Pro 4 یکی از جدیدترین ایر کولرهای پردازنده Cooler Master با قیمت 45 دلار است. این کولر از جدیدترین فناوری های انحصاری Cooler Master چون CDC 2.0 و فن بسیار مرغوب MasterFan Pro 120 Air Balance بهره می برد. در نوشتار پیش رو به معرفی و بررسی عملی این کولر مدرن می پردازیم.

 

بقیه در ادامه مطلب...



ادامه مطلب
درباره‌ی وبلاگ
سايتي با مطالب جالب و خواندني ،‌ بيوگرافي ، لطيفه ، پيامك ، عكس ، كاريكاتور ، طنز ، فال و طالع بيني ، كامپيوتر و اينترنت و موبايل و هر چه دلت بخواد.
موضوعات
آخرين مطالب
نويسنده
آرشيو مطالب
لینک دوستان
آمار سايت
كل بازديدها : 3750873 نفر
كل مطالب : 30562 عدد
کل نظرات: 1022
تاریخ ایجاد وبلاگ :پنج شنبه 19 شهریور 1388 
آخرین بروز رسانی : جمعه 23 تیر 1396